برای آخرین بار

این آخرین مطلب وبلاگمه . موقعی که از تالش(هشتپر) اومدم اردبیل خیلی دوست داشتم به یه طریقی با بچه ها ارتباط داشته باشم و از احوالشون جویا بشم. و هم اینکه بولتنی رو داشته باشم برای دلنوشته های خودم و بقیه دوستان. به همین جهت این وبلاگ رو ایجاد کردم. وبلاگم هیچ موقع شلوغ نبود و لی معدود دوستانی بودن که همیشه مورد لطفشون قرار می گرفتم و به وبلاگ سر می زدن و محرکی می شدند برای ادامه ی وبلاگ نویسی بنده. چند وقتیه وبلاگم خیلی خلوت و راکد شده . شاید دلیل اصلیش هم جالب نبودن وبلاگ باشه که ناشی از ناشی بودن منه. به هر حال از همه دوستان ممنونم و پیشاپیش سال نو رو خدمت همه تبریک می گم و امیدوارم سال 1387 سالی توام با شادی ، خنده ، موفقیت ، عشق ، آرامش ، لذت ، سفر ، تفریح و زیبایی برای همه دوستان باشه .

زندگش صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

و

یادمان باشد اگر ماندیم

اگر رفتیم

باران را و تمام روزهای بارانی را

به خاطر داشته باشیم (دیدار)

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سولماز

شما هم؟!!!! فقط امیدوارم به اندازه من دلتون برای برگشتن تنگ نشه[گریه] و البته نتونید برگردید[ناراحت]..... راستی عیدتون هم مبارک . موفق باشید[گل]

وحید

آقا، آپ دیتش کن دیگه! الان که روحیه وبلاگ نویسیت بالا رفته حتما می تونی. ما که همیشه بهش سر می زنیم باور نمی کنی برو‌ آمار وبلاگت رو ببین هر روز چند تا بازدید کننده داره. قدیر جان تمنا می کنم تعطیلش نکن. [خجالت][نیشخند][گل]

سولماز

خوش به حالتون [سوال] هیشکی به من نگفت تعطیلش نکن [ناراحت] حسودیم شد....

مهدی

فکر کردی خیلی هنر کردی همچین وبلاگی رو راه انداختی. اون از اون سر سرباز هخامنشی که یک سال رو وبلاگت موند. اینم از الان که هیچ تغییری توش نیست. اصلا چرا خونه تکونی نکردی تو این سال نو؟ عا...ق شدی و وقت کم میاری؟ یا مشغول خوندن برای ارشدی و به وبلاگت اهمیت نمیدی؟ نکنه منتظر مطلب نوشتن ماهایی؟ خب بچه جون یه تکونی. یه حرکتی . خدا رو خوش نمیاد هر روز که به وبلاگت سر میزنیم اینجوری ببینیمش. خدائیش هر روز سر میزنم. قربونت برم من الهی.

عین اله محمدی

باسلام و ضمن عرض تبریک سال نو چندبار تماس گرفتم خونه نبودی به هر حال امیدوارم سال جدید سالی سرشار از شادی سربلندی وموفقیت برات باشه

مهدی رضایی

میبینی بچه. با اون آی کیو اندازه یه نخود تونستی یه پیشنهاد بدی که دست کم وبلاگ 79 تونست یه تکونی بخوره. امان از دست این دوست عزیزت وحید که هیچم ازش خوشم نمیاد و میخوام سر به تنش نباشه. بازم برای این گردهمایی پروفسورای کتابداری محدودیت گذاشته و تازه شنیدم که میخواد برای پارک شاهگلی هم کارت ورودیه چاپ کنه که بچه مچه و غیر کتابدار تو همایشمون نباشه. یه کم اگه تونستی نصیحتش کن. هر چند میترسم با اندرزهای لوبیایی تو از این هم بدتر بشه. از دور میبوسمت. و برای روز امتحان لحظه شماری میکنم که ببینمت و محلت نذارم و برم سر جام رو صندلیم بشینم و امتحانم رو بخوبی پشت سر بذارم. [چشمک][شوخی][گل] قربانت .مهدی

وحید

با اینکه چند وقتیه گفتی که وبلاگت رو آپ دیت نمی کنی اما هنوز هم تو وبلاگ کتابداری پزشکی اسم وبلاگ تو همون اول هستش. اگه نمی دونی بدون که ترتیب این ویلاگها صعودیه یعنی هرچی بیشتر روش کلیک کنند تو رتبه های بالاتر قرار می گیره. پس امیدوار باش که وبلاگت خیلی خواننده داره. می بینم که به کوری چشم بعضی ها تو هم درباره دیدار کتابدارانه با من هم عقیده ای[چشمک] امیدوارم بعضی ها حساب دستشون اومده باشه. اما منم احساس می کنم اگه بچه های ورودیهای دیگه هم استقبال کنند محدودیت رو حذف کنیم بهتره[لبخند]

مهدی رضایی

وحید خان دلبرکم همین مهمه که به اون احساس مورد نظر من رسیدی. محدودیت رو حذف کن ای هنجار شکن. باور کن فقط با این ورودی های 79 خیلی ب جایی نمیرسیم. بازهم خود دانید. صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

سحر

یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست ،یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم ،یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ... یادم باشد: می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد !یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ... یادم باشد اولین بار عشق را تو به من آموختی پس عشقت را فراموش نکنم و یادمان باشد که هیچ وقت یادمان نرود ....سلام خوبی گلم عالی بود .. آبجی سحر آپ کرده وقت کردی یه سر بزن خوشحال میشم عزیزکم..نظر یادت نره امیدوارم همون آپی باشه که تو دوست داری...[گل]

حسن

زندگی صحنه رنگین ریا ست همه مشتاق به آن می نگریم عاقبت از ره تقدیر چو باد روزی از لاشه خود می گذریم حسن اسدی