/ 9 نظر / 9 بازدید
حمدیپور

سلام استاد باور کن دیگه می ترسم القاب درخور شانت را برات بگم از بس که می گی ای کی .... مسلمون لااقل هر چقدر هم بد بنویسم این یکی رو خوب می گم که نگو پیر شده ام ، ای کی یو پایین ، ما الیم مابلیم ، .... اما امروز کلی برات به به و چه چه گفتم مطالبت عالیه مخصوصا گفتگو با خدا . در ضمن عکسها رو که دیدم با خودم یادی از دوران دانشجویی و رخشانپور کردم که عکسش تو زیراکس سوژه شده بود. یادش بخیر .موفق باشی .[لبخند][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ستاره

سلام خوبی ؟ داداش خیلی خوشگل کردی چه خبره ؟ بازهم بهم سر بزن خوشحال می شم.[گل][گل][شوخی][گل][گل]

پوربایرامیان

مهدی جان معذرت می خوام. مجبور شدم . بیخشید.

کاپیتان

مهم نیست قدیر جان. اتفاقا کار خوبی کردی. ولی کاش اون طرف مقابل خودش میدید که چی براش نوشتم. دوستامون ارزش بیشتر از اینا رو دارن. کسی که امروز اجازه میداد همچین چیزی گفته بشه مطمئنا فردا پس فردا پشت سر خود ماها هم حرف برای گفتن داشت. دستت درد نکنه. برام دعا کن. مشتاق دیدار

حمدیپور

وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی. دعوا دعوا. حالا چرا عصبانی می شی ؟ مگه من چی گفتم ؟‌ [شوخی] شاد شاد باشی .

کاپیتان

سلام خدمت خانم حمدی پور. لازم بود که توضیحی بدم که خدای ناکرده سوتفاهمی پیش نیاد. مطلب پایینی که من نوشتم راجع به یکی از کامنت هایی بود که یه ناآشنایی نوشته بود و عصبانیم کرده بود. البته قدیر زحمتش رو کشید و حذفش کرد. گفتم خدای ناکرده فکر نکنین که موضوع بحث ما شمایین. چون هیچوقت همچین جسارتی نمیکنیم. براتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

کاپیتان

سلام. لازمه که قهرمانی پرسپولیس رو به هواداراش تبریک بگم چون واقعا لیاقتش رو داشت. هر چند خودم رو یه استقلالی تموم عیار می دونم ولی فکر کنم تا شروع فصل بعدی اگه بازم افشین خان قطبی بخواد سر مربی پرسپولیس باشه منم یواش یواش رنگ عوض می کنم و میشم یه پرسپولیسی دو آتشه. این نشون میده که پرستیژ یه مربی با کلاس چطور میتونه منزلت یه تیم رو بالا ببره. کاش مدیر عامل استقلال هم یاد می گرفت که با آوردن فیروز کریمی بد عنق شخصیت و کلاس تیم آبی ها خیلی پایین اومد. به هر حال قدیر نمیدونم تو آبی هستی یا قرمز ولی این مهمه که آسمون دلت همیشه آبی باشه. مشتاق دیدارتیم. انشاالله بزودی

سولماز

سلام خوبین؟ باشه این دفعه کامنت طولانی میذارم: چقدر وبلاگتون عوض شده [تعجب] چقدر قشنگتر شده[تعجب] عکسا هم جالب بودن[تعجب] .......... باور کنین من دیگه اصلا فرصت سرزدن به ایمیل خودم رو هم ندارم!!!! ولی بازم همیشه بعد وب خودم وبلاگ شما و البته آقای زارعی رو باز میکنم و بعد میرم سراغ کارام.... موفق و سربلند باشید ......[گل]

سولماز

نامه‌ات‌ كه‌به‌دستم‌ رسيد،من‌ خواب‌ بودم؛ نامه‌ات‌ بيدارم‌ كرد.نامه‌ات‌ستاره‌اي‌بودكه‌ نيمه‌شب‌ در خوابم‌ چكيد و ناگهان‌ديدم‌كه‌ بالشم‌خيس‌هزار قطره‌ نور است.دانستم‌ كه‌تو اينجا بوده‌اي‌ و نامه‌ را خودت‌آورده‌اي. رد‌پاي‌ تو روشن‌ است.هر جاكه‌ نور هست،تو هستي، خودت‌ گفته‌اي‌ كه‌ نام‌ تو نور است. نامه‌ات‌ پر از نام‌ بود. پر از نشان‌ و نشاني. نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌ روزي‌ و روز. گفتي‌ كه‌ مهماني‌ است‌ و گفتي‌ هر كه‌ هنوز دلي‌ در سينه‌ دارد دعوت‌ است.گفتي‌ كه‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌ است‌ و منتظري‌ تا كسي‌ بيايد و از ظرف‌ داغ‌ خورشيد لقمه‌اي‌ برگيرد. و گفتي‌ هر كس‌ بيايد و جرعه‌اي‌ نور بنوشد، عاشق‌ مي‌شود. گفتي‌ همين‌ است، آن‌ اكسير، آن‌ معجون‌ آتشين‌ كه‌ خاك‌ را به‌ بهشت‌ مي‌برد. و گفتي‌ كه‌ از دل‌ كوچك‌ من‌ تا آخرين‌ كوچه‌ كهكشان‌ راهي‌ نيست، اما دم‌ غنيمت‌ است‌ و فرصت‌ كوتاه‌ و گفتي‌ اگر دير برسيم‌ شايد سفره‌ات‌ را برچيده‌ باشي، آن‌ وقت‌ شايد تا ابد گرسنه‌ بمانيم.آی فرشته که روزی دوستم بودی بلند شو دستم را بگیر و راه را نشانم بده که سفره پهن است و مهمانی است مبادا که دیر شود بیا برویم من تشنه ام خورشید میخواهم.