/ 6 نظر / 18 بازدید

امشب بهت زنگ زدم ولي خونه نبودي. بذار راجع به وبلاگت نظر ندم. چون اصلا دل و دماغش رو ندارم. بذار بگم كه بدوستي تو افتخار ميكنم. و بذار بگم كه خيلي دوستت دارم. كاش همه مون ميتونستيم خيلي چيزا رو بي ملاحضه مطرح بكنيم. اگه خيلي ادعا داريم كه خيلي ميفهميم بايد جوري زندگي كنيم كه هميشه بتونيم سرمون رو بالا بگيريم. من حداقلش دوره خدمت سربازيم رو اينطور بودم. اما تو هميشه همينطور بودي. تو هميشه باعث افتخار دوستات بودي.از صميم قلب دوستت دارم. به هر پله بالاتري تو زندگيت هم پا بذاري فقط خودت باعث پيشرفت خودت هستي و خداي خودت. من نااميد نيستم. اما ازت ميخوام برام دعا كني.براي همه دوستات دعا كن.

سعيد آهنی

سلام قدير عزيز. حالت چطوره مدتیه دلم برات تنگ شده. الان هم که برات می نويسم به خاطر مطلبت نبود فقط خواستم حالتو بپرسم. من آدرس ميلتو ندارم اگر خواستی به من ميل بزن تا بی واسطه با هم صحبت کنيم. موفق باشی.

وحيد

به به شاخ شمشاد! عکس خوشگلت هم که به وبلاگت اضافه شده! ولی چرا کلاه قرمز گذاشتی! اين مطلب بدون عنوانت تو کامپيوتر نفتی ما چيزی رو نشون نمی داد حالا يا نفت کامپيوتر من تموم شده يا وبلاگ شما در مصرف گاز صرفه جويی کرده. می گم امتحانات نزديکه. ما که نمی تونيم درس بخونيم نه وقتش رو داریم نه شور و شوق جوونی! حداقل سر نماز ما رو هم از دعاهاتون فراموش نکنيد يادش بخير شبهای امتحان چه می کرد اين پوری اردبيلی کاش دوباره امتحان فارماکولوژی می داديم و اين بار تو به من تقلب می رسوندی! کاش باز هم سر کلاس سليمی می نشستيم ولی خوشحال از اين بوديم که در کنار هميم! کاش ديازپام استاد.... را نوش جان می کرديم ولی با اين عشق که با هم بودن با ديازپام اثر آنتاگونيستی داره!

مهدي

دوستان همه جمعند ما يكي دور. سلام به هر سه تا دوست عزيز. دلم براي همگي تون تنگ شده مخصوصا براي تو وحيد عزيز كه هر چي ميكنم نميتونم قيافه نحست رو فراموش كنم. قدير جان خيلي دوستت دارم و از اين چرت و پرت ها. اما هيچكدوم اين حرفا ارزش دباره ديدنت رو نداره. اميدوارم زودتر ببينمت. سعيد جان تو هم هر وقت وقت كردي بهمون زنگ بزن بازم مثل اونشب دور هم باشيم و بقول وحيد،باقاليييي بخوريم. روي نشسته و كثيف هر سه تاتون رو نميبوسم.

يه دوست

رییس گل باشی و عمر گل نداشته باشی هر چند که تکنولوژی ارتباط ها را اسون کرده ولی ما دعا ميکنيم زودتر ببينيمتون. رضايی کم غر بزن!

مهدي

از اون رييس گفتنت و ايراد گرفتنت به من فهميدم كي هستي. اما اينقدر فراموشكار نبودي كه اسمت رو يادت بره بنويسي. من كم غر ميزنم تو هم خودتو لو بده. ها ها ها!