دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

این مطلب رو خیلی وقت پیش نوشتم تا حالا فرصت نشده بود بذارمش توی وبلاگ . اسم وبلاگ رو هم از همین شعر برداشتم. امید که خوشتون بیاد.

 

دوره گرد

 

منم، من، دوره گردی سخت خسته

اسیر جاده و آواره هر کوچه گشته

غریبی بی نشان و منزل و وادی

تک و تنها به مانند غباری

به هر شهری رسم فریاد دارم:

که ای مردم!  محبت می خرم من

و هر چه کهنه مهر و خاک خورده هست صفایی

ولی افسوس بازارم کساد است

خریدم بس کم و بارم زیاد است

کجا من خیره گردم؟

تا نبینم رکود مهر، کمبود صفا را

کدامین سمت باشد؟

فروش پر خریدار محبت

بساطیهای گرم کالای صداقت

چرا بازار خنده تخته گشته است؟

و بازار دغل بسیار گرم است

کجا کوچید آن پیرمرد رهرو پاک؟

همیشه می خرید انصاف از من

و بارم را سبک می کرد و آسان

نمی دانم چرا اینجا چنین شد!

مهربانی را همه انبار کردند

به جایش غصه را حراج کردند

و گهگاهی زخود پرسم

دوباره گام بردارم در این ره؟

و قلبم پاسخم گوید که آری

تویی خو کرده بر این دوره گردی

برو هر کوچه و شهر و محله

و باز از نو بزن فریاد:

مهربانی از نوع لوکس و جنس اعلا

صداقت بدون خرده سنگ و پاره شیشه

خدا را چه دیدی

که شاید، دری پاسخ بگوید

به فریاد پر از رنج و غریبت

و آنجا کودکی از تو دو کیلو مهر خواهد

به جایش نیم کیلو محبت عرضه دارد.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۳۱ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin