دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

نمی دونم چرا وقتی که عصرا برق قطع میشه تنها چیزی که به ذهنم می رسه نوشتن زیر نور کم روشناییه. و این روزا هم که شکر خدا هر روزی یکی دو بار قطعی برق داریم. اگه قطعی برق اینجوری ادامه پیدا کنه فکر کنم من یه نویسنده بزرگ بشم!! خوب می دونم که اگه نگم همه ولی بیشتر نوشته های من سیاهه عین قالب وبلاگم. اما اینبار خواستم یه کمی از اون حال و هوا در بیام و یه مطلب طنز گونه بنویسیم امید که خوشتون بیاد.

Wax cast of reconstructed head without hair.

کچل

دیری است که این مغز سرم

آکنده شده است از خبر موی سرم

هشدار دهد این دل من تاسی سر را

یا آینه گوید خبر از ریزش موها

در محفل یاران و عزیزان

گویند به من جمله رفیقان

هشدار و خبر باش

که موهات به باد است

فردا سر تو جام بلور است

بی مو و کچل می شوی و لامپ مجالس

با آن دو، سه تاری که بمانده است ز موهات

با صد دغل و زحمت و چرخش

مخفی کنی آن جای تهی را

گویم به خودم گاه و ناگاه

ای پیری عجب زود رسیدی!

حسرت به دل و دیده نهادی

که من نیز ببندم

موهای سرم را دم اسبی

دیگر نه شبی مانده نه روزی

دیگر نه خوری مانده نه خوابی

از داغ سر و ریزش موها

هر مو که بیفتد ز سرم بر کف دستم

تیری است بر این قلب نحیفم

***

بقیه در ادامه مطالب ....


ریزش مو خبر از ریزش عمر است

خبر از فوت زمان و خبر از فصل خزان است

ذره ای مهر به قلب و دل این چرخ زمان نیست

تاببیند که هنوز نورسم و تازه جوانم

شیشه های ژل و روغن

رفته بر خاطر دیروزی من

شانه ها و بورسها

همگی راکد و بی مصرف و خاموش

***

روزگاری پیچش گیسوی من ورد زبان بود

موی من افزونتر از موی سر آن سیمن گیسو کمند بود

من زمانی روغن نارگیل و بادام می زدم

 لیک الان بر سرم محکم دو دستی می زنم

کود و شامپو و کتیرا و دوا

نیستند درمان این موهای ما

دوستان با خنده گویند ای کچل!

آستین ها را بزن بالا و بسم الله گو

تا نگشتی بیشتر از این کچل

من بگویم ای ز سر بی غم شما

گر نباشد موی بر این کله ام

کس نباشد جز خودم در این دلم

من همی I Love You موهای لخت بودم، دریغ!

عاشق موهای پر پشت  و پر از سوسک و شپش

گاه حسرت می برم بر موی پر پشت انیش

یا همی آن گیسوان پر بلند اندی و دیوید بکام

***

کاش می شد ساعتی یا لحظه ای

موهای من خیلی بلند

بعد می بستم آنها را ز پشت

با تل و با گیره های رنگی و خیلی درشت

می شدم من همچو اندی

لیک اینک گشته ام من همچو سندی

کاش می شد موی من پر پشت تر از موهای منصور

تا چو او من می شدم یک شیر پر یال و غرور

پس چه شد ای روزگار لعنتی؟

پس چه شد آن آرزوهای پر ز نقل و پر نبات

***

گرچه بی مو بودن سر نیست خیلی هم بدک

تاسی و گشتن کچل پر باشد از سود و ثمر

هیچ می دانی سیاوش هست همچون من کچل

یا رونالدو هست خیلی بیشتر از ما کچل

این روزا کردن سر خود را کچل

هست بر بورس و مد روز فرنگ

گر کنی سر را کچل

بعد بگذاری تو ریش لنگری

می شوی end کلاس و بربری

گر نداری موی بر سر غم مخور

چون دگر پولی نمی دی

بابت شامپو و روغن و کوفت و فضول

پول سلمونی می مونه توی جیبات ای پسر

حذف می گردد ز اتلاف زمان

شانه و پیرایش موهای سر

می کنی تو بازتاب با سر سمیاده و صیقل کشیده

نور خورشید و چراغ و لوسترای توی خونه

می شوی لامپ و نورافکن در شبای تار و تاریک

می کنی روشن مجالس ، وقت قطع برق شهری

***

بعد این دیگر کنم من نام زیبای کچل را ماندگار

می کنم سرور کچل را برزمان

می نویسم من شعاری را به قلب آسمان

ای کچل باشی تو شاد و جاودان

ای کچل جان! غصه ها دیگر به پایان گشته است

روزگار ما عزیزان تازه از نو گشته است

پاره کن، بردار آن کلاگیس و کلاه رو از سرت

تا ببینند جمله کل عالمان تاسی آن کله ات

آری ، آری بیشتر بودن کچا هست افتخار

بیشتر بودن کچل از موی سر

هیچ می دانی نشان چیست دوست؟

او گواهی بر درایت ، فکر و هوش ما کند

IQ بالای 300 می شد

گر سرت گردد کچل

روزگاری بس قشنگ در این جهان

می شود قدرت به دست ما کچلهای گران

امپراطور کچل بر این جهان دیگر حکومت می کند

می شوند آزاد سیل تاسها

از زبان و ریشخند مردمان

می شوند سرور کچلها بر زمین

مو به سرها خادم درگاه آنان می شوند

آری ، آری، روزی از ایام خوب آتیه

می شود دنیا کچل یا به کام هر کچل.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۱۸ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin