دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

دل من تنگ شده است

دل من سنگ شده است

غربتم بین که چه بسیار شده است

شهر من ، شهر خودم نیست

شهر ارواح خدایان من است

دوستانم همگی دور شدند

خوابهایم همگی زرد شدند

دستم از هرچه بلندی است

بسا پست شده است

دیروز دفن احساس من و مردم قریه ی من بود

جشن پیروزی خنثی بودن

مرگ احساس یه مرد خسته

دیروز روز ناکامی فریاد یه مرد

روز نابودی اون دوره گرد خسته

دلنوشته ای بود هرچند  بسیار مزخرف

نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/۳۱ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin