دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

دلم برای کارتون  مهاجران تنگ شده  

و داستان لطیفش

و برای آقای . . .

برای خانم . . .

یادم رفته نامشان

اما لوسیمی را یادم نرفته

آن دختر کوچولوی پر امید را

و نمک داستان

آقای پتی بل را 

و سگش

دلم می خواهد جزیره ای داشتم

و جامعه ای بر پا می کردم

صاف و سالم

با همه سختیها

با آقای پتی بل  

شخصیت منفی ، اما بدرد بخور  

یا بدون او

امن و آرام جای زندگی

جای کار و تلاش و تحرک

و جای بندگی

بدون دروغ و فریب و ریا کاری

بدون تبعیض

با عدل و داد

با فراوانی

با ارزانی

هزاران لوسیمی را می گفتم بیایند

در امن و آسایش زندگی کنند

و خدا را بپرستند

نه در بیغوله ای

نه در ویرانه ای بویناک

و آگنده از دروغ و سالوس

نه در جهنم دره ای شهر نام

در بهشتی زمینی که بوی خدا بدهد

رنگ خدا را ببینند

و تنها او را بپرستند

نه خداهای زمینی را  

من در جزیره ام

مردم را دعوت نخواهم کرد

که در ویرانه ای زنده باشند

با گرانی

با دروغ و ظلم و فریب

با خیانت و تردید

و خدا را هم بپرستند

من در جزیره ام

خدا را در امن و آسایش

خدا را در زیبایی و آرامش

خدا را در عدل و دوستی و مهربانی

به مردم نشان خواهم داد

نه در تعصب و خشونت و ریا کاری

نه در دروغ و فریب

نه در میانه تهدید و تحقیر

ونه زیر سایه  شک و سوء ظن و تردید  

نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/۱٦ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin