دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون





...
وبعد از رفتنت

شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی.ترا با لهجه گلهای نیلوفر صداکردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تورا از بین گلهایی که در تنهاییم روئید. با حسرت جدا کردم
تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ وغمگینت
حریم چشم هایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی خورشید واکردم
نمیدانم چرارفتی
نمیدانم چرا. شاید خطا کردم
وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا. تاکی. برای چه!

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٤/٢۳ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin