دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

چه بی تابانه می خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری

چه بی تابانه تو را طلب می کنم

بر پشت سمندی ، گویی نو زین ، که قرارش نیست

و فاصله تجربه یی بیهوده است

بوی پیرهنت اینجا

و اکنون کوه ها در فاصله سردند

دست در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

و به راه اندیشیدن یأس رج می زند

بی نجوای انگشتانت

فقط

و جهان از هر سلامی خالی است . .

                                                  " شاملو"

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٤ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin