دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

 پرنده ی بالای درخت گفت :
امروز بیست و پنجمین روزیست که من از همه چیز با تو می گویم و تو هیچ حرفی نمی زنی . "

ماهی توی حوض تماشایش کرد .

پرنده ی بالای درخت گفت
حرفی بزن .

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت گفت
غمگینی ؟

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت گفت
با من خوشبختی ؟

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت گفت
آمدن یا نیامدنم برایت اصلا فرقی هم دارد ؟

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت گفت
آوازم را دوست داری ؟

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت گفت
اصلا من را ...... ؟

ماهی توی حوض تماشایش کرد

پرنده ی بالای درخت پرواز کرد و رفت .

ماهی توی حوض تماشایش کرد
فریاد هم که زد ، صدایش شبیه چند تا حباب بود

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢٢ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin