دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

هرگز نبود ماهی این سان همه زیبایی


سر زد ز افق نوری در کوچه شیدایی


عطری زده بر بستان آن ماه شکیبایی

گسترده به زیبایی خالق ز کرم ماهی


بر خوان کرم بینم حوری وش رعنایی

آمد به سرای دل سی‌ روز شکیبایی


هرگز نبود ماهی این سان همه زیبایی

هر صبح سحر آید آیات سماواتی


هر شام اذان گوید بر سفره مینایی

با اشک زنم جامی لبریز به تنهایی


با عشق تو برخیزم از بستر تنهایی

آن شب که قدرش بهتر زهزاران شب


اشکی است که می‌ریزم بر صحن تماشایی

کان شب که به خلوتگه بر سجده فرو افتم


از یار طلب سازم آن جام مسیحایی

دربارگهت یا رب سرگشته و حیرانم


بخشش ز تو می‌خواهم ای صاحب زیبایی

بخشش ز تو می‌جویم از عشق تو می‌گویم


نالان به سر کویم ای چاره تنهایی

یک بار دگر آمد این ماه اهورایی


بر خوان کرم بنشین این است شکوفایی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۳ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin