دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

درباره نورالله مرادى

-نورالله مرادى، متولد ۱۳۲۱ تهران
-اخذ ديپلم از دبيرستان ۱۵ بهمن تهران، ۱۳۳۹.
- اخذ مدرك ليسانس حقوق قضايى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۶
- اخذمدرك فوق ليسانس علوم اجتماعى از دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۰
-اخذ مدرك فوق ليسانس كتابدارى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۳
- تحصيل در دوره دكتراى كتابدارى دانشگاه پيتسبورگ آمريكا، ۱۳۵۷
- گذراندن دوره تخصصى نمايه سازى پرسى در دانشگاه دالهوزى كانادا، ۱۳۵۷
- تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشكى، دانشگاه شهيد بهشتى و دانشگاه آزاد اسلامى
- مشاور اطلاع رسانى رئيس كتابخانه ملى ايران
تأليف كتاب هاى مرجع شناسى: شناخت خدمات و منابع مرجع و مديريت آرشيوهاى ديدارى - شنيدارى و ترجمه كتابدارى و ارتباط شناسى (مشترك)
تأليف برخى مقالات و ويراستارى دايرة المعارف مختصر عمومى و سرپرستى (مشترك) ترجمه دايرة المعارف هاى دموكراسى و ناسيوناليسم.
 
 
به عنوان يكى از دانش آموختگان نامدار ايرانى در عرصه كتابدارى به شمار مى آيد و در مقاطع مختلف از محضر استادانى همچون دكتر غلامحسين صديقى، دكتر حميد عنايت، دكتر حسن امامى و خانم نوش آفرين انصارى و همچنين در حوزه ويراستارى و نشر از تجربه هاى گرانسنگ نجف دريابندرى، اسماعيل سعادت، احمد آرام و عباس زرياب خوئى بهره مند شده است.
نورالله مرادى كه هم اكنون مشاور اطلاع رسانى رئيس كتابخانه ملى ايران است در سال ۱۳۲۱ در تهران زاده شده، تربيت و پرورش او در خانواده اى فرهنگى صورت گرفت و اين فضاى مساعد فرهنگى زمينه اى آماده كرد تا او تا چند دهه و تا به امروز در همان عرصه فرهنگ به كار و فعاليت بپردازد.
در دوران دبستان، آموزگارى داشته كه دانش آموزانش را با نشريه «دانش آموز» كه وزارت فرهنگ وقت (آموزش و پرورش) منتشر مى كرد آشنا مى ساخت.
مرادى به ياد دارد كه نخستين كتابى كه خوانده داستان روبنسن كروزئه با ترجمه اقبال يغمايى بوده و بعد از آن هم نسخه خطى اميرارسلان نامدار را مطالعه كرده؛ نسخه اى خطى كه چند صفحه اول آن مفقود شده بود. پدرش مطابق رسم ساليان گذشته، براى او شاهنامه مى خوانده و بدين طريق حس وطن گرايى را در او بيدار كرده و به شكلى هم نخستين آشنايى او را با ادبيات فارسى در سال هاى آغازين عمرش باعث شده است.
عشق و علاقه او به كتاب در مقاطع بعد انگيزه اى بوده تا از مغازه نوشت افزار فروشى سركوچه شان، كتاب هايى را به صورت كرايه بگيرد و مطالعه كند.
«كتاب خواندنم اين چنين آغاز شد: اسكار موش، سه تفنگدار و بعد كتاب هاى ح.م حميد (مرحوم حسين قلى مستعان) و پاورقى تهران مصور و ساير كتب وآثار.
تحصيلات ابتدايى را در دبستان اعتصام (وهاجى بعدى) در خيابان شهباز و دبيرستان ۱۵ بهمن (۲۲ بهمن فعلى) دنبال مى كند و در سال ۱۳۳۹ ديپلم مى گيرد. از همان زمان تا سال ۱۳۴۶ در مؤسسه انتشارات فرانكلين تهران مشغول به كار مى شود، كار در زمينه هاى غلط گيرى نسخه هاى چاپى تا ويراستارى. در اينجا هم با متخصصان و افراد صاحبنام آوازه ايران همچون نجف دريابندرى، جهانگير افكارى، اسماعيل سعادت تجربه كسب مى كند و اندك زمانى هم در دفتر « دايرة المعارف فارسى» به سرپرستى غلامحسين مصاحب مشغول به كار مى گردد و افتخار كسب تجربه و شاگردى استادانى همچون احمد آرام، عباس زرياب خوئى و دكتر مقربى نصيبش مى شود.
در سال ۱۳۴۲ در آزمون ورودى دانشكده حقوق دانشگاه تهران موفقيت كسب كرده و در رشته حقوق قضايى به تحصيل مى پردازد و تا سال ۱۳۴۶ كه فارغ التحصيل مى شود از محضر استادان برجسته دانشكده حقوق همچون استاد محمود شهابى، دكتر حسن امامى، دكتر شهيدى و دكتر جواد واحدى بهره مند مى شود.
استادان برجسته اى كه هر كدام از آن ها در برخى زمينه ها برجسته تر بوده اند. «آدمى مثل استاد شهابى، علم بسيار زياد و تقواى زيادى داشت. دكتر شهيدى آدمى سختكوش در عين حال مهربان بود».
صرفاً به تحصيل در رشته حقوق قضايى اكتفا نمى كند. بلكه به علوم اجتماعى هم علاقه مند شده و تحصيل در كارشناسى ارشد آن را در سال ۱۳۴۸ آغاز مى كند. در اين مقطع، دكتر غلامحسين صديقى، دكتر حميد عنايت، دكتر بهنام و دكتر توفيق از استادان مهم و نامدار او بوده اند.
«دكتر صديقى كه به درستى به او لقب «سقراط زمان ما» داده اند چه در كلاس درس و بيان مطالب و چه در محيط خارج از كلاس شهامت و شجاعت داشت. بسيار آدم باسواد و خوش حافظه اى بود. او مدتى وزير كابينه دكتر مصدق بود و كسى بود كه در ماه هاى قبل از انقلاب شاه پيشنهاد نخست وزيرى را به او داده بود.
از دكتر عنايت هم خيلى چيزها ياد گرفتم. او علاوه بر درس و انسانيت، روابط صميمانه اى با دانشجويانش داشت و در عين حال اهل تساهل بود.
خانم پورى سلطانى و خانم نوش آفرين انصارى هم استادان و پيشكسوتان ما بودند و به نوعى بعداً هم همكار شديم.»
در پايان نامه اش در رشته علوم اجتماعى به بررسى كتاب هاى درسى دوره ابتدايى و تأثير وقايع اجتماعى بر آن ها پرداخته. كتاب هاى چاپ شده در سال هاى ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ يعنى دوره هايى كه همزمان بوده با ملى شدن صنعت نفت و انقلاب شاه و مردم، تأثير اين حوادث را در كتاب هاى درسى مورد بررسى قرار داده است.
در پايان نامه دومش به صورت مشترك و به همراه آقاى كامران فانى در مورد نحوه گسترش مقوله هاى تاريخ ايران در نظام رده بندى كتابخانه كنگره آمريكا به تحقيق پرداخته است و بعدها كامران فانى با تكميل مباحث اين پايان نامه، آن را به صورت يك كتاب چاپ كرده است.
«سيستم طبقه بندى كتابخانه كنگره آمريكا در مورد كشورهاى ديگر ناقص است. من جمله در طبقه بندى كتابهاى تاريخ ايران، گاه ديده مى شد كه اسم بعضى سلسله هاى حكومتى ايران ذكر نشده يا اسامى آنها و سلاطين آنها ذكر نشده يا جابه جا شده، ولى ما آن نوع طبقه بندى را گسترش داديم و به نوعى آن را با تاريخ ايران تطبيق داديم و اصلاحات متناسب با تاريخ كشور را براى طبقه بندى كتابهاى كتابخانه كنگره پيشنهاد كرديم.»
در سالهاى ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۳ در مركز مدارك علمى و مركز خدمات كتابدارى وابسته به وزارت علوم مشغول به كار مى شود. اين مراكز براى كمك به تحقيق و محققان و سر و سامان بخشيدن به كتابخانه هاى دانشگاهى و تخصصى كشور تأسيس شده بود. مرادى در همان دوره، بخش انتشارات را در اين دو مركز تأسيس و راه اندازى مى كند و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۳ به عنوان رئيس بخش تهيه كتاب در مركز خدمات كتابدارى مشغول به كار مى شود. در سالهاى بعد از انقلاب، مركز خدمات كتابدارى ملى را عهده دار شد. مرادى در سال ۱۳۵۳ براى ادامه تحصيل در مقطع دكترا و در رشته كتابدارى عازم آمريكا مى شود و در دانشگاه پيتسبورگ Pittsburgh) ) به تحصيل روى مى آورد. در شهريور ۱۳۵۷ به ايران باز مى گردد و به استخدام راديو - تلويزيون ملى ايران (صدا و سيماى فعلى) در مى آيد و به عنوان مسؤول بازسازى آرشيوهاى سازمان شروع به كار مى كند، در سازمانى كه بزرگترين مركز منابع ديدارى - شنيدارى در ايران است و در آن هنگام به جز يك يا دو مورد آرشيو، ديگر بخشها سر و سامانى نداشته.
او كه بمدت يك ماه در دانشگاه دالهوزى كانادا، دوره اى را براى يادگيرى نحوه نمايه سازى پرسى وقت صرف كرده بود، تا سال ۱۳۷۷ كه بازنشسته مى شود، مديركل آرشيوها و كتابخانه ها بوده است و مشغول به كار در ساختمانى مدرن و بسيار مجهز در مقابل ساختمان مؤسسه استاندارد ايران.
كار سازماندهى يعنى فهرست نويسى و رده بندى منابع را با اصول و قواعد جهانى آغاز مى كند و با ورود كامپيوتر به بازار، پس از تلاش زياد به همراه همكارانش موفق مى شود آرشيوهاى اصلى سازمان صدا و سيما را مكانيزه كند.
 
در آرشيوهاى صدا و سيما همه نوع اثر از جمله صداى ضبط شده مظفرالدين شاه وجود دارد. در سال ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ مدير نمايشگاههاى كتابهاى خارجى شهر كتاب مى شود و پس به تأسيس و راه اندازى كتابخانه مدرن، تخصصى و چندمنظوره وزارتخانه همت مى گمارد و منابع گسترده و بسيار غنى از منابع ديدارى - شنيدارى، امكانات و تجهيزات كامپيوترى، كتابها، مجلات، پايان نامه ها گردآورى و سازماندهى مى شود و مورد بهره بردارى قرار مى گيرد.
از ديگر كارهاى شاخص او، حضور فعال در ترجمه و ويراستارى دايره المعارف هاى دموكراسى و ناسيوناليسم است، مجموعه هايى عظيم كه مقالات آن را مترجمان و اساتيد ايرانى به فارسى ترجمه كرده اند و از سال ۱۳۸۲ همكارى با مؤسسه علمى و فرهنگى دانش گستر را در تهيه و تدوين يك دايره المعارف مختصر عمومى شروع كرد كه شايد در ۷ يا ۸ جلد به چاپ برسد و او علاوه بر ويراستارى برخى مقالات، در تأليف مقاله هايى در زمينه كتاب و كتابدارى سهيم بوده است.
نورالله مرادى، سخت به زندگى خوشبين است و على رغم سختى هاى زندگى، آدمى اميدوار. ميزان علاقه اش را با كارهايى كه انجام داده، مى سنجد و مى گويد: «من فكر مى كنم همان ميزان كارى كه كرده ام، مثلاً در سامان دادن آرشيوهاى صدا و سيما، ساختمان كتابخانه تخصصى وزارت امور خارجه، تأليف كتاب مرجع شناسى و كارهايى از اين قبيل ادعاى من را در اينكه كشورم را دوست دارم و به فرهنگ و تمدن آن عشق مى ورزم، ثابت مى كند.»
او معتقد است كه در عرصه كتابدارى در چند دهه قبل، اگر نه دوشادوش ولى سايه به سايه كشورهاى پيشرفته حركت مى كرديم، ولى امروزه در كشورهاى توسعه يافته با پيشرفت سريع فناورى خصوصاً در زمينه فناورى اطلاعات و ارتباطات، شكاف در حوزه كتابدارى زياد شده است و همچنين نيروهايى براى جانشين ساختن افراد پيشكسوت تربيت نشده، ولى او اميدوار است كه زمينه براى جبران عقب ماندگى ها فراهم شود. به اميد آن روز.
نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٦ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin