دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

قبلا هرازگاهی وقتی حسش بود یه کلماتی رو پشت سر هم ردیف می کردم که دوستان از سر لطف بهش می گفتن شعر. بعد مدتها برای یه بار دیگه تونستم این کارو انجام بدم برای کسی که خیلی دوسش دارم و خیلی برام عزیزه امیدوارم که بشه روش اسم شعرو گذاشت:

دوستت دارم من!

در دلم پیچیده

حس پر جاذبه از عطر نفسهای زلال تن تو

عطر آن روی عزیز

عطر تکرار در انجام دو دیدار

عطر پر حادثه از بیم خطا

عطر یک بوسه ی داغ

عطر آغوش به اندازه ی تو

ای خدا باز زمان می طلبم

و خودم هیچ و همه پوچ

فقط ....م

همه ی هستی و سرمستی و بالندگینم

علت بودن و روییدن و پایندگیم

...

من به اندازه ی احساس لطیف دریا

من به اندازه ی تنهایی یک چلچله در فصل خزان

عمق یک چله ی پر همهمه از برف سفید

و به زیبایی یک سار در آغاز بهار

حتی،

به اندازه ی مشکینی گیسوی بلندت در رقص

...م، 

تک و تنها،

لحظه ی دیدن چشمان تو را می خواهم

لحظه بودن و خندیدن و رقصیدن تو

درک یه حس رضایت در تو

فوران عطش زمزمه ی دوستت دارم را می طلبم

نگهی پر نگران در پس پستوی زمان

آرزو باز مرا می طلبد

ودلی مانده به تردید از انجام نگاه

خواهشی خفته به آغوش سکوت

که تو را باز دلم می طلبد

منم آن گمشده در راز مگو

منم آن سوخته از سوز نیاز

من پر از وسوسه حس غرورت با من

شادی و سرزندگی و مجد و سرورت در من

 و به هر نقطه و هر ثانیه از عمر دلم

تک و تنها

تورا می طلبم

ای تو زیبایی یک چشمه ی آب

ای نگاهت ازلی

و وجودت همه لبریز از آیینه ی نور

ای تو چشمان سیاهت

غزل دیدن افسانه ی پیغمبر عشق

ای لبت قصه ی دریاچه ی خون

تا تو هستی هستم

تا تو شادی شادم

و همیشه به تو می اندیشم

ای عزیز دل من

تک و تنها تو را میخواهم

تک و تنها تو را می طلبم

و نه یک بار و نه صد بار

تا ابد می گویم

"دوستت دارم من."

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٧ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin