دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

دوستی هلندی که بدلیل شغلی ارتباط زیادی با خارجی ها دارد می گوید: یک موضوع در میان شما ایرانی ها منحصر به فرد است، ایرانی ها تنها ملتی هستند که اگر از آنها در مورد اعتقاد شان بپرسی بجای آری(اگر معتقد باشند) یک دفتر 40 برگ برایت توضیح می دهند.

کافی است از یکی سوال کنی: آیا مسلمان هستی؟

تا با جوابهایی مثل: آره، اما می دانی، من مشروب می خورم، روزه نمی گیرم، خانواده ما(و یا زنم) حجاب ندارد، ما مثل این ترک و عربها نیستیم، اوپن فکر می کنیم وووو...

و پرسید که تو می دانی چرا؟

راستش نه نمی دانم، می دانم که ما از جامعه ای تعریف نشده می آییم و برای همین همه چیز حتی اعتقادات مان را مجبوریم خودمان به شکلی که قالب تنمان باشد ساخته و تعریف کنیم، شاید می خواهند که طرف مقابل فکر نکند که آنها مسلمان افراطی هستند.

گفت: ربطی ندارد، من فقط سوال می کنم که آیا معتقد به دیانتی هستی و یا نه، این چه ربطی به افراطی بودن دارد؟ این همه ترک و عرب هم هستند که حجاب ندارند، دیسکو می روند، مشروب می خورند، چرا آنها در مقابل این سوال سخن رانی نمی کنند و خیلی ساده می گویند که مسلمان هستند؟ مگر از کسی سوال کنی آیا مسیحی هستی؟ برایت یک ساعت توضیح می دهد که آره ولی کلیسا نمی رم، عید پاک را جشن نمی گیرم، اعتراف نمی کنم وووو.

نکته جالبی است، خودت چی فکر می کنی؟

گفت: درست نمی دانم، اما فکر می کنم که ایرانی ها ناخودآگاه از اینکه مسلمان نامیده بشوند خجالت می کشند و بنابراین سعی می کنند با توضیح و تفسیر بنوعی مسلمان بودن خود را توجیح کنند، رفتارشان جوری است که انگار مسلمان بودن را کار بدی می دانند، مانند کسی که پدرش خلافکار است و هربار که نام فامیل اش را می گوید، سعی می کند خودش را از گناهان پدر مبرا کند.

موافق نیستم، چرا باید خجالت بکشند، مگر می شود که به عقیده ای(بخصوص روحانی) مومن بود و از آن خجالت کشید؟

بهرحال راجع به این سوال تو بیشتر فکر خواهم کرد و اگر به نکته ای رسیدم با تو در میان خواهم گذاشت.

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٩ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin