دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

-یه چیز عاشقانه بگو...

-اجاره ی این ماهت رو دادی؟

-آره، یه چیز عاشقانه بگو...

-قبض برق رو چی؟

-آره اونم دادم. یه چیز عاشقانه بگو...

-حساب دخل و خرج ات رو که داری؟ یادداشت کردن رو فراموش نکن. یک نفر بیشتر نیستی که. مثل اون ماه نشه که وسط اش کم آوردی و هی هم نمی دونستی چیکار کردی. هرچیزی که می خری را یادداشت کن اگه فکر می کنی یادت نمی مونه. اصلن شاید یک نفر خواست ازت اطلاعات بگیره راجع به مخارج زندگی اونجا. باید بتونی یه آمار دقیقی بهش بدی یا نه؟ اگه الان یکی ازت بپرسه هزینه ی زندگی یه نفر چقدره می تونی بگی؟ نه که نمی تونی.

-باشه. یه چیز عاشقانه  نمی گی؟

-می دونم فقط می گی باشه ولی باز کار خودت رو می کنی و بعد هم گیر می کنی و نک و ناله که چی کار کردم، چرا اینجوری شد. بیا ببین برات مثنوی می نویسم دیگه.

-ولی من یه چیز عاشقانه می خواستم.

-یعنی اینایی که الان گفتم عاشقانه نیست؟

-نه. مزخرفه.

-الاغ جون این که خودم رو جر می دم و زندگیت برام مهمه  مزخرفه؟ لابد این یکی عاشقانه ست " پرنده ی خوشبختی من، اکنون که تو هجرت کرده ای پاییز عمر من با پاییز طبیعت همسان شده و سرما تار و پود وجودم را می درد" . حال کردی حالا؟

-نه.

- حال نکردی با این طبع عاشقانه ام؟

-نه، چون مال تو نبود.

-باشه تو فکر کن مال من نبود. فکر کن از جایی کپی کردم. حالا خودت بگو مال کی بود.

-نمی دونم. ولی تو عاشقانه هات باید جور دیگه ای باشه.

-جدن برای خودم و تو متاسف ام.

-چرا؟

-خب چرا فکر می کنی از جایی کپی کردم  میمون؟

-کپی نیست. ولی مال تو هم نیست. چرا نمی گیری منظورم رو ؟

-آهان یعنی این ننر بازی ها به من نمی خوره؟

-هوم. این یه متن سانتی مانتال ِ چندش آور بود. من موندم چطور آدمایی پیدا میشن که با این حرف ها ته دلشون قلقلک میاد. تو ولی رومانتیکی نه سانتی مانتال.

-رومانتیسیسم از دل زندگی میاد بیرون دیگه. پس توجه به جزئیات زندگی آدم ها رومانتیک تره تا یه جمله ی دوستت دارم  که با فرض راست بودن اش تمام دروغ های عالم رو تو خودش جمع کرده.

- حق با توست.

- دقت کردی که همه اش داری سعی می کنی من تو رو جوری که می خوای دوست داشته باشم نه جوری که بلدم و می خوام.

-....

-مواظب باش. یه روزی چشم باز می کنی می بینی  ما هم شدیم عین این آدم های گهی که روزی صدبار می خوایم روشون بالا بیاریم. همونایی که دنیا رو اینی کردن که حالا هست. مواظب باش.

-باشه. مواظب ام. تو هم مواظب باش...مواظب باش... هیچی! شب بخیر.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٢٤ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید
که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانی خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات
همرهی تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهی
لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشی او
من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانی آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بی‌برگی و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضی که عطا کرد مرا

شعری از «فتح‌الله اسلامی‌نیا»

 حلول ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک می گم. امیدوارم که این ماه ، ماهی پر از برکت و خیر برای همگی تون باشه. یه خواهش از همتون دارم و اون این که  تو دعاهاتون تو این ماه مبارک منو از یاد نبرید. شدیدا محتاج دعاهای همگی تون هستم. امیدوارم همه ی دعاهای قشنگتون تو این ماه عزیز به اجابت برسه.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/۱۱ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin