دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون



اردبيلي‌ها عشق به اهل بيت را بر شانه‌هاي محرم احساس مي‌كنند

كربلا مسلخ عشق و محرم فصل عشق ورزي به اسوه جوانمردي،آزادگي، عزت، كرامت و شجاعت است.

محرم زنگار دلها را شستشو مي دهد و دل را به عشق حسين (ع) پيوند مي زند.
امسال هزار و سيصد و شصت و هفتمين محرمي است كه هنوز صداي «هل من ناصر ينصرني» حسين (ع) از فراز تاريخ در نواي طبل ها، زنجيرها و سنچ ها چنان شور و شوقي به پا مي كند كه گويي كربلايي ديگر در راه است.
در و ديوارهاي سياه پوش، دسته جات عزاداري حسيني، چاي و شربت و آب و ... دستها بر سينه، زنجيرها بر شانه، علم و كتل و چلچراغ و روضه و تعزيه و گريه، سينه ها چاك مي كنند دستها بر ديده و سر مي زنند و خاك بر سر مي ريزند، اشك چون سيل بر ديده جاري مي كنند شايد كه اشقياء شرم گيرند از خاندان رسول خدا، هواي محرم كه مي پيچد هر خانه تل زينبيه، هر چشم فرات ماتم هر سينه يك دجله، درد و خون محرم اداي نذري است كه يكسال گوشه دل پنهان شده است و اشكي رواق آينه كاري چشمان را شست و شو مي دهد و شبكه هاي ضريح دل را به حلقه هاي عشق حسين گره مي زند.
همه ساله با فرا رسيدن ماه محرم، حال و هواي كشور دگرگون مي شود و همه آحاد مردم به نوعي عشق و ارادت خود را به سرور و سالار شهيدان ابراز مي كنند، در اين ماه جوانان پرشور و علاقمند و هيئت هاي حسيني نقش مهم و عمده اي را ايفا مي كنند.
حضور مداحان و ذاكران اهل بيت عصمت و طهارت و اجراي مراسم ويژه نوحه و عزاداري در اين ايام رونق خاصي به مجالس عزاداري امام حسين (ع) مي بخشد.
مردم اردبيل مانند ساير هموطنان ايراني داراي آداب و رسوم و سنن خاصي در برگزاري مراسم عزاداري و سوگواري هستند و اين مراسم در اردبيل كه خاستگاه تشيع و مركز تبلور عشق حسيني است رواج كامل دارد.
مراسم طشت گذاري در استان اردبيل در 27 ذيحجه و به مدت سه روز برگزار مي شود كه طي آن سوگواران پس از مديحه سرايي و عزاداري براي سرور و سالار شهيدان طشت هايي را به ياد تشنه كامي شهيدان كربلا پر از آب كرده و با زيارت كردن اين طشت ها آب آن را به عنوان تبرك بر سر و صورت خود مي ريزند.
در روزهاي محرم محلات ششگانه اردبيل به ترتيب به بازار مي آيند و حال و هواي خاصي به زندگي شهري مي بخشند، اين حضور كه از دومين روز محرم محرم و طبق سنت ديرين آغاز مي شود با عزاداري هاي محله اونچي ميدان پا مي گيرد، دسته عزادارن اين محله به همراه شاخه ها و زيرمجموعه هايش در دومين روز محرم به خيابان اصلي شهر مي ايند و با گذر از بازار سنتي اردبيل (بازار قيصريه) در خيابانها به عزاداري مشغول مي شوند، در ضمن عزاداري مردم شهر اقدام به پخش نذري كه بيشتر چاي، شير كاكائو و خرماست مي كنند.
در روزهاي بعد محلات ديگر اردبيل به ترتيب محله هاي عالي قاپو، سرچشمه، پيرعبدالملك، اوچدوكان و طوي به همراه زير شاخه ها و زير مجموعه هايشان به بازار مي آيند تا با نشان عزا و نوحه مرثيه ارادت خود را به امام حسين (ع) و ياران كربلايي او اعلام كنند.
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است كه عالم همه پروانه اوست
در شبهاي دهه محرم نيز مساجد اردبيل و شهرها و روستاهاي اين استان مملو از عزاداران است، مردم كه براي سينه زني و زنجير زني در سوگ امام حسين گرد هم مي آيند و طبق يك رسم ديرينه اهالي هر مسجد با به صدا درآوردن طبل و نواي عزا به سمت مساجد محلات ديگر حركت مي كنند و در آنجا به عزاداري مي پردازند.
در روز تاسوعا دسته جات عزاداري اقدام به شمع گرداني مي كنند كه اين مراسم سنتي نه تنها در كشور بلكه در دنيا منحصر به فرد و متعلق به ديار اردبيل است، عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت در اين روز به نقطه اوج خود مي رسد كه گاه عزاداران و نذر كنندكان با پاي پياده اقدام به شمع گرداني مي كنند.
اين مراسم كه از صبح روز تاسوعا تا پاسي از شب ادامه مي يابد مردم عزادار گاه به صورت گروهي و گاه در قالب دسته جات عزاداري از يك مسجد به مسجد ديگر و از محله اي به محله اي ديگر اقدام به روشن كردن شمع مي كنند.
زنان نيز در روز تاسوعا با حضور در مساجد و شركت در مراسم شمع روشن كردن ارادت خود را به شهيدان كربلا ابراز مي دارند.
در روز تاسوعا علاوه بر شمع گرداني چند سال است كه گروههاي مختلف از جمله هيأتهاي ورزشكاران، هنرمندان، فرهنگيان و ... در قالب دسته جات به عزاداري مشغول مي شوند و سعي مي شود در اين دسته جات براي استقبال مردم از ورزشكاران ديار سبلان نظير علي دايي، حسين رضازاده، علي اشكاني و مسئولان و ورزشكاران كشوري دعوت شود.
شبيه خواني هنر سنتي اين ديار در شهرها، محلات و روستاهاي اردبيل با استقبال گرم مردم برگزار مي شود و با وجود سردي و نامساعد بودن اوضاع جوي اين مراسم سال به سال با حضور گرم مردم حسيني همراه است، در اين مراسم كه با نوحه خواني و ذكر مصيبت و موعظه همراه اسن زنان با چادر سياه شركت مي كنند و به ياد مظلومان كربلا اشك ماتم مي ريزند.
اما رنگهاي سبز، سفيد و گاه سياه رنگ لباس اولياست و رنگ قرمز، گاه زرد رنگ لباس اشقياست و در اين ميان دو رنگ متضاد سبز و قرمز نمادي از جدال و پيكار ميان خير و شر است، در تمامي مراسم تعزيه اي كه در اين استان برگزار مي شود حركات و نمايشها به نحوي انجام مي شود كه جمعيت بر عزاي امام حسين (ع) و اهل بيت او اشك مي ريزند و شانه هايشان را سنگيني مصيبت آن بزرگوار به لرزه درمي آورد.
غروب عاشورا غروبي غم بار و حزن انگيز است، غروب عاشورا كه مي رسد بيقراريها و ناله ها هم رنگ و بويي ديگر مي گيرند، نور شمعهايي كه هر فردي بنا به حاجتي روشن كرده است، صداي زنجيرهاي بسته شده به پاي كودكان و صداي شلاقهايي كه بر تن اسرا مي نشيند به كسي امان آرام بودن نمي دهد.
صداي آه و ناله هاي كودكان شام به صداي شيون و ضجه هاي مردم داغدار پيوند مي خورد و سرهايي كه به سوي آسمان بلند مي شود و شانه هايي كه آرام نمي گيرد با بي بي دو عالم همدردي مي كنند، زمين و آسمان مي گريند به ياد مصيبتهايي كه هنوز هم تازه است.


نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٤ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

۱
هوا سرد است و برف آهسته بارد
 ز ابري ساكت و خاكستري رنگ
 زمين را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود كلبه ي بي روزن شب
 سرود برف و باران است امشب
 ولي از زوزه هاي باد پيداست
 كه شب مهمان توفان است امشب
 دوان بر پرده هاي برفها ، باد
 روان بر بالهاي باد ، باران
 درون كلبه ي بي روزن شب
 شب توفاني سرد زمستان
 آواز سگها
زمين سرد است و برف آلوده و تر
 هواتاريك و توفان خشمناك است
 كشد - مانند گرگان - باد ، زوزه
ولي ما نيكبختان را چه باك است ؟
 كنار مطبخ ارباب ، آنجا
 بر آن خاك اره هاي نرم خفتن
 چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزيزم گفتم و جانم شنفتن
وز آن ته مانده هاي سفره خوردن
و گر آن هم نباشد استخواني
 چه عمر راحتي دنياي خوبي
 چه ارباب عزيز و مهرباني
ولي شلاق ! اين ديگر بلايي ست
بلي ، اما تحمل كرد بايد
 درست است اينكه الحق دردناك است
ولي ارباب آخر رحمش آيد
گذارد چون فروكش كرد خشمش
 كه سر بر كفش و بر پايش گذاريم
شمارد زخمهايمان را و ما اين
محبت را غنيمت مي شماريم
2
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف كلبه ي بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان
زمستان سياه مرگ مركب
آواز گرگها
زمين سرد است و برف آلوده و تر
 هوا تاريك و توفان خشمگين است
كشد - مانند سگها - باد ، زوزه
زمين و آسمان با ما به كين است
شب و كولاك رعب انگيز و وحشي
شب و صحراي وحشتناك و سرما
بلاي نيستي ، سرماي پر سوز
 حكومت مي كند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه ي گرم كنامي
 شكاف كوهساري سر پناهي
 نه حتي جنگلي كوچك ، كه بتوان
در آن آسود بي تشويش گاهي
 دو دشمن در كمين ماست ، دايم
دو دشمن مي دهد ما را شكنجه
برون : سرما درون : اين آتش جوع
كه بر اركان ما افكنده پنجه
دو ... اينك ... سومين دشمن ... كه ناگاه
برون جست از كمين و حمله ور گشت
سلاح آتشين ... بي رحم ... بي رحم
نه پاي رفتن و ني جاي برگشت
بنوش اي برف ! گلگون شو ، برافروز
 كه اين خون ، خون ما بي خانمانهاست
كه اين خون ، خون گرگان گرسنه ست
كه اين خون ، خون فرزندان صحراست
درين سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
دويم آسيمه سر بر برف چون باد
 وليكن عزت آزادگي را
نگهبانيم ، آزاديم ، آزاد

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٠ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin