دوره گرد

من چیستم؟ بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون


 روشنگران و روشنفکران انقلابی در تاریخ مینهمان همیشه سهم بزرگ خود را در راه تعالی و پیشرفت جامعه ادا نموده اند. دایره گسترده و حجم انبوه فعالیتهای راه گشایانه و جسورانه تلاشگران و پیکارگران اجتماعی کشورمان، علیرغم زور و خواست قدرتمندان و حاکمان، هماره توانسته است در سیراعجاب برانگیز و رازآلود تاریخ، اثرات قطعی و مشخص خود را در راه نیل به بهروزی مردم میهنمان بر جای بگذارد. در سده گذشته، بویژه پیکارو رزم مصلحان و تحول طلبان اجتماعی و تاثیرات انکارناپذیر مبارزه آنان از انقلاب مشروظیت تا به امروز کتمان ناپذیر است.

از آن دسته است، عاشق و پاک جانی چون مرتضی کیوان، شاعرشوریده و انقلابی میهنمان، که 51 سال پیش از این به جوخه آتش استبداد سپرده شد تا آرمانهای والا و انسانی اش در سینه خاموش گردند. کیوان نیکمردی که جز به انسانیت و دفاع از حقوق مردم محروم و ستمدیده به چیزی دیگر نمی اندیشید، در سحرگاه 27 مهرماه 1333 بهمراه گروهی از افسران آزادیخواه و میهن دوست کشور، به امر کودتاگران و غارتگران، تیرباران گردید تا آوای بلند آزادیخواهیش نتواند در میهن محبوبش جوانه کند.

او در مرداد ماه سال 1333 بازداشت و به زندان قزل حصار فرستاده شد. متاسفانه همه اشعار کیوان، شاعر، نویسنده و روزنامه نگاری انسان دوست که در آن هنگام سالهای بالندگی و شکفتگی ادبی خود را طی میکرد، در یورش گزمگان فرمانداری نظامی به خانه او از بین رفت.

مرتضی کیوان در 33 سالگی و زمانیکه تنها 2 ماه از ازدواجش با پوران سلطانی، همسر محبوبش، می گذشت، تیرباران گردید.

تیرباران وشهادت جانسوز مرتضی کیوان بهمراه یارانش، خشم و احساسات مردم ایران را برانگیخت. بسیاری از شاعران، هنرمندان و آزادیخواهان در باره او و این جنایت سرودند و نوشتند.

شاعر نامدار ایران، ه- ا سایه در همان روز اعدامش رباعی زیر را برای او سرود:
"ای آتش افسرده افروختنی!
ای گنج هدر رفته اندوختنی!
ما عشق و وفا را زتو آموخته ایم
ای زندگی و مرگ تو آموختنی!"

احمد شاملو دوست دیگر کیوان در باره او چنین می گوید: "مرتضی برای من واقعا یک انسان نمونه بود. یک انسان فوق العاده. ... من هیچوقت نتوانستم دردش را فراموش کنم. هیچوقت. ... هر دردی برای آدمیزاد کهنه میشود. مرگ مادر، مرگ پدر. ولی هیچوقت غم او برایم کهنه نشده است. همیشه مثل این است که حادثه همین امروز اتفاق افتاده است."

شاملو به یاد کیوان و برای او شعر زیبای "از عموهایت" را سرود:
"نه بخاطر آفتاب
نه بخاطر حماسه
به خاطر سایه بام کوچکش
به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو
نه بخاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشمهای تو
نه بخاطر دیوارها
بخاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها
بخاطر نوزاد دشمنش شاید
نه بخاطر دنیا
به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائیست

بخاطر آرزوی یک لحظه من که پیش تو باشم
بخاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگ من
و لبهای بزرگ من بر گونه های بی گناه تو
بخاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
بخاطر شبنمی بر برگ
هنگامی که تو خفته ای
بخاطر یک لبخند
هنگامی که مرا در کنار خود ببینی
بخاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترین شبها،
تاریکترین شبها
بخاطر عروسکهای تو
نه بخاطر انسانهای بزرگ
بخاطر سنگ فرشی که مرا به تو می رساند
نه بخاطر شاهراه های دوردست
بخاطر ناودان، هنگامی که می بارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند

به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن می گویم."

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٦ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

درباره نورالله مرادى

-نورالله مرادى، متولد ۱۳۲۱ تهران
-اخذ ديپلم از دبيرستان ۱۵ بهمن تهران، ۱۳۳۹.
- اخذ مدرك ليسانس حقوق قضايى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۶
- اخذمدرك فوق ليسانس علوم اجتماعى از دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۰
-اخذ مدرك فوق ليسانس كتابدارى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۳
- تحصيل در دوره دكتراى كتابدارى دانشگاه پيتسبورگ آمريكا، ۱۳۵۷
- گذراندن دوره تخصصى نمايه سازى پرسى در دانشگاه دالهوزى كانادا، ۱۳۵۷
- تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشكى، دانشگاه شهيد بهشتى و دانشگاه آزاد اسلامى
- مشاور اطلاع رسانى رئيس كتابخانه ملى ايران
تأليف كتاب هاى مرجع شناسى: شناخت خدمات و منابع مرجع و مديريت آرشيوهاى ديدارى - شنيدارى و ترجمه كتابدارى و ارتباط شناسى (مشترك)
تأليف برخى مقالات و ويراستارى دايرة المعارف مختصر عمومى و سرپرستى (مشترك) ترجمه دايرة المعارف هاى دموكراسى و ناسيوناليسم.
 
 
به عنوان يكى از دانش آموختگان نامدار ايرانى در عرصه كتابدارى به شمار مى آيد و در مقاطع مختلف از محضر استادانى همچون دكتر غلامحسين صديقى، دكتر حميد عنايت، دكتر حسن امامى و خانم نوش آفرين انصارى و همچنين در حوزه ويراستارى و نشر از تجربه هاى گرانسنگ نجف دريابندرى، اسماعيل سعادت، احمد آرام و عباس زرياب خوئى بهره مند شده است.
نورالله مرادى كه هم اكنون مشاور اطلاع رسانى رئيس كتابخانه ملى ايران است در سال ۱۳۲۱ در تهران زاده شده، تربيت و پرورش او در خانواده اى فرهنگى صورت گرفت و اين فضاى مساعد فرهنگى زمينه اى آماده كرد تا او تا چند دهه و تا به امروز در همان عرصه فرهنگ به كار و فعاليت بپردازد.
در دوران دبستان، آموزگارى داشته كه دانش آموزانش را با نشريه «دانش آموز» كه وزارت فرهنگ وقت (آموزش و پرورش) منتشر مى كرد آشنا مى ساخت.
مرادى به ياد دارد كه نخستين كتابى كه خوانده داستان روبنسن كروزئه با ترجمه اقبال يغمايى بوده و بعد از آن هم نسخه خطى اميرارسلان نامدار را مطالعه كرده؛ نسخه اى خطى كه چند صفحه اول آن مفقود شده بود. پدرش مطابق رسم ساليان گذشته، براى او شاهنامه مى خوانده و بدين طريق حس وطن گرايى را در او بيدار كرده و به شكلى هم نخستين آشنايى او را با ادبيات فارسى در سال هاى آغازين عمرش باعث شده است.
عشق و علاقه او به كتاب در مقاطع بعد انگيزه اى بوده تا از مغازه نوشت افزار فروشى سركوچه شان، كتاب هايى را به صورت كرايه بگيرد و مطالعه كند.
«كتاب خواندنم اين چنين آغاز شد: اسكار موش، سه تفنگدار و بعد كتاب هاى ح.م حميد (مرحوم حسين قلى مستعان) و پاورقى تهران مصور و ساير كتب وآثار.
تحصيلات ابتدايى را در دبستان اعتصام (وهاجى بعدى) در خيابان شهباز و دبيرستان ۱۵ بهمن (۲۲ بهمن فعلى) دنبال مى كند و در سال ۱۳۳۹ ديپلم مى گيرد. از همان زمان تا سال ۱۳۴۶ در مؤسسه انتشارات فرانكلين تهران مشغول به كار مى شود، كار در زمينه هاى غلط گيرى نسخه هاى چاپى تا ويراستارى. در اينجا هم با متخصصان و افراد صاحبنام آوازه ايران همچون نجف دريابندرى، جهانگير افكارى، اسماعيل سعادت تجربه كسب مى كند و اندك زمانى هم در دفتر « دايرة المعارف فارسى» به سرپرستى غلامحسين مصاحب مشغول به كار مى گردد و افتخار كسب تجربه و شاگردى استادانى همچون احمد آرام، عباس زرياب خوئى و دكتر مقربى نصيبش مى شود.
در سال ۱۳۴۲ در آزمون ورودى دانشكده حقوق دانشگاه تهران موفقيت كسب كرده و در رشته حقوق قضايى به تحصيل مى پردازد و تا سال ۱۳۴۶ كه فارغ التحصيل مى شود از محضر استادان برجسته دانشكده حقوق همچون استاد محمود شهابى، دكتر حسن امامى، دكتر شهيدى و دكتر جواد واحدى بهره مند مى شود.
استادان برجسته اى كه هر كدام از آن ها در برخى زمينه ها برجسته تر بوده اند. «آدمى مثل استاد شهابى، علم بسيار زياد و تقواى زيادى داشت. دكتر شهيدى آدمى سختكوش در عين حال مهربان بود».
صرفاً به تحصيل در رشته حقوق قضايى اكتفا نمى كند. بلكه به علوم اجتماعى هم علاقه مند شده و تحصيل در كارشناسى ارشد آن را در سال ۱۳۴۸ آغاز مى كند. در اين مقطع، دكتر غلامحسين صديقى، دكتر حميد عنايت، دكتر بهنام و دكتر توفيق از استادان مهم و نامدار او بوده اند.
«دكتر صديقى كه به درستى به او لقب «سقراط زمان ما» داده اند چه در كلاس درس و بيان مطالب و چه در محيط خارج از كلاس شهامت و شجاعت داشت. بسيار آدم باسواد و خوش حافظه اى بود. او مدتى وزير كابينه دكتر مصدق بود و كسى بود كه در ماه هاى قبل از انقلاب شاه پيشنهاد نخست وزيرى را به او داده بود.
از دكتر عنايت هم خيلى چيزها ياد گرفتم. او علاوه بر درس و انسانيت، روابط صميمانه اى با دانشجويانش داشت و در عين حال اهل تساهل بود.
خانم پورى سلطانى و خانم نوش آفرين انصارى هم استادان و پيشكسوتان ما بودند و به نوعى بعداً هم همكار شديم.»
در پايان نامه اش در رشته علوم اجتماعى به بررسى كتاب هاى درسى دوره ابتدايى و تأثير وقايع اجتماعى بر آن ها پرداخته. كتاب هاى چاپ شده در سال هاى ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ يعنى دوره هايى كه همزمان بوده با ملى شدن صنعت نفت و انقلاب شاه و مردم، تأثير اين حوادث را در كتاب هاى درسى مورد بررسى قرار داده است.
در پايان نامه دومش به صورت مشترك و به همراه آقاى كامران فانى در مورد نحوه گسترش مقوله هاى تاريخ ايران در نظام رده بندى كتابخانه كنگره آمريكا به تحقيق پرداخته است و بعدها كامران فانى با تكميل مباحث اين پايان نامه، آن را به صورت يك كتاب چاپ كرده است.
«سيستم طبقه بندى كتابخانه كنگره آمريكا در مورد كشورهاى ديگر ناقص است. من جمله در طبقه بندى كتابهاى تاريخ ايران، گاه ديده مى شد كه اسم بعضى سلسله هاى حكومتى ايران ذكر نشده يا اسامى آنها و سلاطين آنها ذكر نشده يا جابه جا شده، ولى ما آن نوع طبقه بندى را گسترش داديم و به نوعى آن را با تاريخ ايران تطبيق داديم و اصلاحات متناسب با تاريخ كشور را براى طبقه بندى كتابهاى كتابخانه كنگره پيشنهاد كرديم.»
در سالهاى ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۳ در مركز مدارك علمى و مركز خدمات كتابدارى وابسته به وزارت علوم مشغول به كار مى شود. اين مراكز براى كمك به تحقيق و محققان و سر و سامان بخشيدن به كتابخانه هاى دانشگاهى و تخصصى كشور تأسيس شده بود. مرادى در همان دوره، بخش انتشارات را در اين دو مركز تأسيس و راه اندازى مى كند و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۳ به عنوان رئيس بخش تهيه كتاب در مركز خدمات كتابدارى مشغول به كار مى شود. در سالهاى بعد از انقلاب، مركز خدمات كتابدارى ملى را عهده دار شد. مرادى در سال ۱۳۵۳ براى ادامه تحصيل در مقطع دكترا و در رشته كتابدارى عازم آمريكا مى شود و در دانشگاه پيتسبورگ Pittsburgh) ) به تحصيل روى مى آورد. در شهريور ۱۳۵۷ به ايران باز مى گردد و به استخدام راديو - تلويزيون ملى ايران (صدا و سيماى فعلى) در مى آيد و به عنوان مسؤول بازسازى آرشيوهاى سازمان شروع به كار مى كند، در سازمانى كه بزرگترين مركز منابع ديدارى - شنيدارى در ايران است و در آن هنگام به جز يك يا دو مورد آرشيو، ديگر بخشها سر و سامانى نداشته.
او كه بمدت يك ماه در دانشگاه دالهوزى كانادا، دوره اى را براى يادگيرى نحوه نمايه سازى پرسى وقت صرف كرده بود، تا سال ۱۳۷۷ كه بازنشسته مى شود، مديركل آرشيوها و كتابخانه ها بوده است و مشغول به كار در ساختمانى مدرن و بسيار مجهز در مقابل ساختمان مؤسسه استاندارد ايران.
كار سازماندهى يعنى فهرست نويسى و رده بندى منابع را با اصول و قواعد جهانى آغاز مى كند و با ورود كامپيوتر به بازار، پس از تلاش زياد به همراه همكارانش موفق مى شود آرشيوهاى اصلى سازمان صدا و سيما را مكانيزه كند.
 
در آرشيوهاى صدا و سيما همه نوع اثر از جمله صداى ضبط شده مظفرالدين شاه وجود دارد. در سال ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ مدير نمايشگاههاى كتابهاى خارجى شهر كتاب مى شود و پس به تأسيس و راه اندازى كتابخانه مدرن، تخصصى و چندمنظوره وزارتخانه همت مى گمارد و منابع گسترده و بسيار غنى از منابع ديدارى - شنيدارى، امكانات و تجهيزات كامپيوترى، كتابها، مجلات، پايان نامه ها گردآورى و سازماندهى مى شود و مورد بهره بردارى قرار مى گيرد.
از ديگر كارهاى شاخص او، حضور فعال در ترجمه و ويراستارى دايره المعارف هاى دموكراسى و ناسيوناليسم است، مجموعه هايى عظيم كه مقالات آن را مترجمان و اساتيد ايرانى به فارسى ترجمه كرده اند و از سال ۱۳۸۲ همكارى با مؤسسه علمى و فرهنگى دانش گستر را در تهيه و تدوين يك دايره المعارف مختصر عمومى شروع كرد كه شايد در ۷ يا ۸ جلد به چاپ برسد و او علاوه بر ويراستارى برخى مقالات، در تأليف مقاله هايى در زمينه كتاب و كتابدارى سهيم بوده است.
نورالله مرادى، سخت به زندگى خوشبين است و على رغم سختى هاى زندگى، آدمى اميدوار. ميزان علاقه اش را با كارهايى كه انجام داده، مى سنجد و مى گويد: «من فكر مى كنم همان ميزان كارى كه كرده ام، مثلاً در سامان دادن آرشيوهاى صدا و سيما، ساختمان كتابخانه تخصصى وزارت امور خارجه، تأليف كتاب مرجع شناسى و كارهايى از اين قبيل ادعاى من را در اينكه كشورم را دوست دارم و به فرهنگ و تمدن آن عشق مى ورزم، ثابت مى كند.»
او معتقد است كه در عرصه كتابدارى در چند دهه قبل، اگر نه دوشادوش ولى سايه به سايه كشورهاى پيشرفته حركت مى كرديم، ولى امروزه در كشورهاى توسعه يافته با پيشرفت سريع فناورى خصوصاً در زمينه فناورى اطلاعات و ارتباطات، شكاف در حوزه كتابدارى زياد شده است و همچنين نيروهايى براى جانشين ساختن افراد پيشكسوت تربيت نشده، ولى او اميدوار است كه زمينه براى جبران عقب ماندگى ها فراهم شود. به اميد آن روز.
نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٦ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

 

Shiyali Ramamrita Ranganathan
The Father of Library Science

پنج قانون وب


 بارها و بارها پنج قانون رانگاناتان را از زمانی که نیمچه کتابداری بیش نبودیم خوانده ایم و دیده ایم و شنیده ایم و در ترجمه های مشابه و متفاوت پنج قانون جدید رانگاناتان را هم (حتما) دیده ایم. اما این بار میخواهیم پنج قانون وب را به نقل از کسی بگوییم که تا کنون جامع ترین رساله را درباره وب سنجی نوشته است و او کسی نیست جز بژونبرن. او به قدری جامع کار کرده که کارش مورد استناد بسیاری از محققان داخلی و خارجی است. به هرحال وی در ارائه خود که درقالب پاورپوینت هم هست اظهار داشته که: پیوندها(لینکها) برای استفاده هستند. هر وبگردی لینکش-هر لینکی وبگردش-در زمان وبگردان صرفه جویی کنید. وب همواره پویاو رو به رشد است.

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٥ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٤ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

منابع پيشنهادی آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

منابع آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

كتابخانه و كتابداري

 

- تاريخ و فلسفه کتابداري/ نوشته ا. ک. موکهرجي؛ مترجم اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، موسسه چاپ و انتشارات، ۱۳۷۵.

 - تاريخ اصول کتابداري/ نوشته تامپسون، جيمزThompson؛ترجمه محمود حقيقي.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي، ۱۳۶۶.

- شناختي از دانش‌شناسي (علوم کتابداري و دانش‌رساني)/ نوشته هوشنگ ابرامي؛.- تهران: نشر  كتابداري، 1379. 

- کتابخانه و کتابداري/ تاليف و تنظيم علي مزيناني.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۹.

- درآمدي بر کتابداري/ ترجمه و اقتباس حسين مختاري معمار.- شيراز: نشر قو، ۱۳۷۴.

- مباني علوم كتابداري و اطلاع‌رساني/ نوشته ريچارد اي رابين؛ ترجمه مهدي خادميان .-مشهد: كتابخانه رايانه‌اي، 1384

 

مواد و خدمات مرجع و اصول كار مرجع

- مصاحبه در بخش مرجع کتابخانه/ نوشته الاين زارمبا جنريش و ادوارد جي. جنريش؛ ترجمه محمدحسين دياني.- اهواز: دانشگاه شهيد چمران، ۱۳۷۳.

- مباني مرجع: فنون پرسش کاوي و پاسخ يابي از منابع کتابخانه/ جرالد جهودا، جوديت شيک براوناگل؛ ترجمه و تاليف محمدحسين دياني، عبدالحميد معرف زاده، ويراسته اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، معاونت فرهنگي، ۱۳۷۰. 

- مرجع‌شناسي: شناخت خدمات و کتاب‌هاي مرجع/ نوشته نورالله مرادي.- تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۷۲.

- مقدمه‌اي بر خدمات مرجع عمومي/ جعفر مهراد.- شيراز: دانشگاه شيراز، ۱۳۶۷.

- اصول و خدمات مرجع در كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع رساني/ محمدحسين دياني

- جستجوي اطلاعات علمي و پژوهشي در منابع چاپي و الکترونيکي (شامل حوزه‌هاي علوم، فني مهندسي، کشاورزي ...)/ تاليف محمدرضا داورپناه؛ ويراستار محمدحسين دياني.- تهران: دبيزش، چاپار، ۱۳۸۱، ۱۳۸۲.

  

مجموعه‌سازي و فراهم‌آوري

- مجموعه‌سازي و فراهم‌آوري در کتابخانه‌ها/ تاليف محمدحسين دياني.- اهواز: دانشگاه شهيد چمران، ۱۳۷۷.

- مجموعه سازي در کتابخانه‌ها/ علي سينائي؛ ويراسته سيمين عارفي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۶.

- مجموعه‌سازي: پيدايش، گزينش و گسترش مواد کتابخانه‌اي/ ريچارد گاردنر؛ ترجمه اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۶.

- خدمات فني/ ويراستار پوري سلطاني.- [ويرايش ۸].- تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷

- سفارش و خدمات تحويل مدرک (کتاب، پايگاه اطلاعاتي، مقاله، مجله و...)/ تاليف حميد محسني؛ ويراستار رزيتا بهزادي.- تهران: [ح. محسني]، ۱۳۷۷.

- مجموعه‌سازي و خدمات تحويل مدرک/ تاليف حميد محسني.- ويرايش دوم.- تهران: کتابدار، ۱۳۸۲.

- مجموعه‌سازي منابع الکترونيکي (راهنماي عملي)/ نوشته استوارت د. لي؛ ترجمه محمد زره‌ساز، عليرضا اسفندياري مقدم.- مشهد: کتابخانه رايانه‌اي، ۱۳۸۳.

- مديريت نشريه‌هاي ادواري: جنبه‌هاي نظري و کاربردي گزينش، فراهم‌آوري، سازماندهي و ارائه خدمات ادواري‌ها (چاپي و الکترونيکي)/ رحمت‌الله فتاحي، با همکاري يزدان منصوريان.- تهران: دبيزش، ۱۳۸۱.

 

سازماندهي مواد 

- فهرستنويسي: اصول و روشها/ تاليف رحمت‌الله فتاحي.- ويرايش 3.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷9. 

- سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي. (مقدمه). تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.

- دستنامه قواعد فهرستنويسي/ تنظيم و تدوين ماندانا صديق‌بهزادي.- تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷۳.

- خلاصه رده‌بندي دهدهي ديوئي و نمايه نسبي/ ملويل ديوئي؛ مترجم ابراهيم عمراني؛ ويراستار پوري سلطاني.- تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، ۱۳۷۲.

- درآمدي بر رده‌بندي و شماره‌سازي در نظام ديويي/ نويسنده بلومبرگ مارتي و هانسن، علي آدينه قهرماني.- تبريز: دانشگاه تبريز، ۱۳۶۹.

- رده‌بندي دهدهي ديويي: راهنماي عملي شماره‌سازي/ تاليف ركن الدين احمدي لاري و فاطمه مكي‌زاده .- تهران: نشر كتابدار، 1384.

- راهنماي استفاده از رده‌بندي كنگره/ فاطمه مرتضايي فرد.- تهران: سمت، 1383.

 

مقدمه‌اي بر آرشيو 

-  شناخت  اسناد آرشيوي/ غلامرضا فدايي عراقي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۷ 

- مقدمه‌اي بر آرشيو/ تاليف محمدحسين دياني.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷۷.

مواد سمعي و بصري 

- مواد غير کتابي در کتابخانه‌ها/ ريچارد فادر گيل، ايان بوچارت؛ مترجم کاظم خادميان.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۹.

 

اداره كتابخانه

- فنون مديريت براي کتابداران/ ادوارد اوانز؛ ترجمه فرشته ناصري.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۷.

- اداره کتابخانه/ طاهره علومي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۶. 

 

آشنايي با پايگاه‌هاي اطلاعاتي

- مفاهيم و روشهاي ذخيره و بازيابي اطلاعات در نظامهاي کامپيوتري کتابخانه‌هاي ايران/ تاليف محمدحسين دياني و

- محمدرضا داورپناه.- ويرايش 2.-  مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، موسسه چاپ و انتشارات، ۱۳81. 

- آشنايي با بانکهاي اطلاعاتي/ آتش جعفرنژاد.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۹. 

- مديريت کتابخانه و مراکز اطلاع‌رساني/ تاليف حسينعلي براتي علويجه.- اصفهان: حسينعلي براتي علويجه، ۱۳۸۰.

 

آمار و روشهاي تحقيق

- آمار و روشهاي کمي در کتابداري و اطلاع رساني/ عليرضا هويدا.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۸.

  

گزارش‌نويسي

- آئين نگارش علمي/ تاليف عباس حري.- [ويرايش ۲].- تهران: هيات امناي کتابخانه‌هاي عمومي کشور، دبيرخانه،

- روشهاي تحقيق در کتابداري/ تاليف محمدحسين دياني.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي، ۱۳۶۹.  

 

مواد و خدمات كتابخانه براي نوسوادان

- کتابخانه‌ها و سوادآموزي/ نوشته دبرا ويلکاکس جانسون با همکاري جنيفر ا. سول؛ ترجمه رحمت الله فتاحي؛ ويراستار اسدالله آزاد.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷۳.

- مواد و خدمات كتابخانه براي نوسوادان/ زهره ميرحسيني.- تهران: سمت، 1383.

  

مواد و خدمات كتابخانه براي كودكان و نوجوانان

- ادبيات کودکان و نوجوانان: ويژگيها و جنبه‌ها/ نگارش بنفشه حجازي (فراهاني).- تهران: روشنگران، ۱۳۷۴.

- کتابخانه‌هاي کودکان/ نوشته ليونل ر. مک کولين؛ تهيه شده توسط سازمان انتشارات کانون پروش فکري کودکان و نوجوانان.- تهران: کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، ۱۳۵۳.

- ادبيات کودکان/ علي‌اكبر شعاري‌نژاد .- تهران: اطلاعات، ۱۳۶۴. 

- ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواندن (مواد و خدمات كتابخانه‌اي براي كودكان و نوجوانان)/ تأليف ثريا قزل اياغ.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، 1383.

  

وسايل و تجهيزات كتابخانه 

- وسايل و تجهيزات کتابخانه/ تهيه و تنظيم از شيرين تعاوني (خالقي).- تهران: موسسه تحقيقات و برنامه‌ريزي علمي و آموزشي، مرکز خدمات کتابداري، ۱۳۵۲.

- ساختمان و تجهيزات کتابخانه/ تاليف پرويز عازم.- تهران: دبيرخانه هيات امناي کتابخانه‌هاي عمومي کشور، ۱۳۷۶. 

- استانداردهاي وسايل و تجهيزات کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رساني/ تهيه و تدوين شيرين تعاوني، با همکاري ناصر آصفي.- تهران: شيرين تعاوني، ناصر آصفي، ۱۳۷۷.

 

زبان انگليسي تخصصي

- انگليسي براي دانشجويان رشته کتابداري و اطلاع‌رساني ج(۱)و(2)/ تاليف ناهيد بني‌اقبال. تهران: سمت، 1378.

- متون تخصصي انگليسي: ويژه دانشجويان علوم کتابداري و اطلاع‌رساني و داوطلبان کنکور کارشناسي و کارشناسي ارشد (سراسري، دانشگاه آزاد، و پزشکي)/ گردآورندگان عليرضا رستمي گومه، حسين مختاري معمار.- تهران: چاپار، ۱۳۸۲.

Your library: what's in it for you?/ John Lolley; in consultation with Samuel J. Marino.- New York: Wiley 1974.

  

ملزومات ديگر

- آشنايي با نشريه‌هاي ادواري كتابداري،گرايش آنها، ناشران آنها، فاصله انتشار، محتوا، بخش‌هاي نشريه.

- فصلنامه كتاب، فصلنامه پيام كتابخانه، كرانه، كتابداري (كتابخانه مركزي دانشگاه تهران)، آئينة پژوهش، نشر دانش، مشكوة ، …Library Journal, IFLA Journal

- آشنايي با ابزارهاي اصلي كار كتابداري مثل«‌كتابشناسي ملي ايران» ( در شكل چاپي و الكترونيكي)، سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي و لاتين، رده‌بندي ديويي، كنگره، قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن، دستنامه قواعد فهرستنويسي، فهرست مستند اسامي افراد و مشاهير، فهرست مستند سازمان‌ها، اصطلاحنامه‌ها.

- آشنايي با منابع مرجع كه به صورت ادواري منتشر مي‌شوند، مثل « نمايه»، «كتابنامه»، «فهرست مقالات فارسي».

- آشنايي با سازمان‌هاي ايراني و بين‌المللي كه در زمينه كتابداري و اطلاع‌رساني فعاليت مي كنند، مانند: كتابخانه ملي، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، ايفلا، كتابخانه كنگره امريكا، كنفرانس اطلاع‌رساني كشورهاي مسلمان.

- آشنايي كلي با پايگاه‌ها و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني مهم، مانند: LISA, ISA, ERIC,، پايگاه‌هاي فارسي،« فهرست مشترك نشريات» « ادواري چكيده‌نامه پايان‌نامه‌ها»و نرم‌افزارهاي فارسي: نوسا، پارس‌آذرخش، كاووش.

- آشنايي با اينترنت و امكانات آن

- آشنايي با برخي اصطلاحها و واژه‌‌ها در كتابداري، اطلاع‌رساني، كامپيوتر

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٤ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

سفر

رفتن و رفتن و رفتن
دل به تنهايي سپردن
رفتن اما نرسيدن
لب دريا تشنه مردن
رفتن و رفتن و رفتن
حرفيه كه ناتمومه
بغض يك گريه ي تلخه
كه يه عمره تو گلومه
واسه من سفر هميشه يه كبوتر سفيده
كه روي سينه ي سفيدش
قطره قطره خون چكيده
گفتني ها رو بايد گفت
مي گم اين حرفو با فرياد
مث ابراي مهاجر نمي شم همسفر باد
به سفر من ديگه تن در نميدم
گريه از درد سفر سر نمي دم
به سفر من ديگه تن در نميدم
گريه از درد سفر سر نمي دم
گم شدن مثل يه سايه ميون غبار كينه
لب بسته پاي خسته
قصه ي سفر همينه
اردلان سرفراز

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٤ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

سلام به دوستان

یه روز تو کتابخونه بیکار نشسته بودم ، گفتم یه وبلاگ تهیه کنم تا هر موقع بیکار موندم بتونم خودم رو با اون سرگرم کنم تازه مهمتر از اون توسط اون میتونم ارتباطم رو با بقیه بیشتر کنم، همکلاسیها ،دوستان، آشنایان، همه عزیزان. امیدوارم که تو این وبلاگ تنها نمونم و شما هم کمک کنید تا روز به روز پربارترش بکنم، این وبلاگ آماده دریافت هر نوع مطلب ادبی اعم از شعر، داستان، متنهای جالب،اخبار جالب، دوستانه، مطلب علمی ، تصاویر و خلاصه هرچه می خواهد دل تنگت بگو شما می باشد مطالب خود را به ایمیل من یعنی ghpourbairami@yahoo.com ارسال نمایید چشم به راه حضور سبز و قشنگ شما هستم.

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٤ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

چه گوارا

ارنستو چه گوارا

دکتر ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا (زاده ۱۴ ژوئن، ۱۹۲۸ - درگذشته ۹ کتبر، ۱۹۶۷) که معمولا به‌عنوان چه‌گوارا یا ال‌چه شناخته می‌شود، یک انقلابی مارکسیست ِ متولد آرژانتین بود.

گوارا یکی از اعضاء جنبش ۲۶ ژوئیه ِ فیدل کاسترو بود. این جنبش در سال ۱۹۵۹ قدرت را در کوبا به‌دست آورد. گوارا چندین پست‌ مهم را در دولت جدید کوبا بر عهده داشت و پس از آن با امید برانگیختن انقلاب‌ در دیگر کشورها کوبا را ترک کرد. وی ابتدا در سال ۱۹۶۶ به جمهوری دموکراتیک کنگو رفت و سپس به بولیوی سفر کرد. در اوایل اکتبر ۱۹۶۷ چه‌گوارا در بولیوی طی عملیاتی که توسط سازمان سیا طرح‌ریزی شده بود دستگیر شد. برخی باور دارند که سیا ترجیح می‌داد گوارا را برای بازجویی زنده در دست داشته باشد، اما بهرصورت او به‌وسیلهٔ ارتش بولیوی در نزدیکی واله‌گرانده در سانتا کروز دلاسیه‌را کشته شد. تفاصیل مرگ او هنوز هم مبهم هستند، ولی خیلی‌ها باور دارند که دولت بولیوی از قصد گوارا را کشت تا از اجرای یک محاکمهٔ عمومی برای او جلوگیری کند.

پس از مرگ گوارا، او به عنوان یک تئوریسین، متخصص در فنون جنگی، و جنگ‌آوری بی همتا تبدیل به قهرمان جنبش‌های انقلابی سوسیالیست‌ی جهان سوم شد. وی هم‌چنین تصویری محبوب برای انقلاب و جناح چپ در فرهنگ غربی است.

زندگی

چه گوارا در بوئنوس آیرس زاده شد و در آغاز ارنستو گوارا نام داشت. پدر او «ارنستو گوارا لینچ» ایرلندی و مادرش «سلیا دولاسرنا» اسپانیایی بود. این خانواده از طبقه متوسط جامعه با گرایش های شدید چپ و تمایلات آزادیخواهانه بودند. خانواده گوارا ستایشگر «خوزه مارتی» و هوادار جمهوریخواهان در دوره جنگ های داخلی اسپانیا بودند. ارنستو گوارا دولاسرنا - نام کامل چه _ در چهاردهم ژوئن ۱۹۲۸ در آرژانتین زاده شد.

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٢ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |

ه انتظار، واژای آشناست که با هر بار جاری شدن آن بر زبان، احساسی تلخ و شیرین را به ذایقه  جان آدمی می چشاند. دو احساس متضاد، یکی تلخ و گزنده و دیگری شیرین و پرجاذبه. تلخی انتظار، احساس غریبی نیست. قلب خاکی، سالیان دراز است که با این احساس و احساس هایی چون این، دست و پنجه نرم می کند، از جمله: احساس حزین چشم به راه دوختن؛ فاصله ها را شمردن؛ با تیک تاک ثانیه ها یکی شدن؛ در امتداد زمان به انتظار لحظه موعود نشستن؛ با رسیدن هر قاصدک، از خود بی خود شدن؛ ناله سر دادن؛ گونه های خشک و پوسیده را به باران بغض های ورم کرده میهمان کردن؛ بی تاب شدن؛ خون دل خوردن؛ از زندگی گسیختن و با شیدایی در گوشه دیوار، زانو بغل گرفتن.

دیروز زنگ انشا، وقتی معلم روی تخته سیاه نوشت: «موضوع: از انتظار چه می فهمید؟»، شاید تلخی همین احساس بود که قلم مرا واداشت تا سطر اول دفتر، با خطی درشت بنویسد: «من و انتظار، برای همیشه از هم بیگانه ایم». آن وقت این گونه شروع کرد:

ای انتظار من از تو چه می فهمم و تو از من چه می فهمی؟! تو سرد و فسرده ای و من جوشان و پر تپش. تو با سکون درآمیخته ای و من با جنبش. تو از خروش گسیخته ای و من از تأنی. در تمامی هزار و اندی سال که آوا در گلوی تو خشکیده است، من نوایی داشته ام به بلندای کوه، جسارت موج و غرش ابر. تو سال هاست که در پوست خود خمیده ای و من هر لحظه، پوستی نو می تنم. در کرانه کبود تو، چشم بر فروغ ظهوری دوخته ام که دلم گواهی می دهد سرانجام، لحظه ای خواهد رسید، پرتویی خواهد افشاند و در دنیای تیره اغفال، آتشی خواهد زد و غوغایی عظیم برپا خواهد شد.

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٢ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط پوربایرامیان نظرات () |


Design By : Night Skin